<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هتل سنتی سمنانی ها | اقامتگاه سمنان</title>
<link>http://semnanihouse.ir</link>
<description>بوم گردی سمنان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Sep 2026 19:23:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title> سبزی‌پلوی سمنانی؛ طعمی اصیل از سفره و فرهنگ مردم سمنان</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/178</link>
<description>اگر در سفر به سمنان به دنبال تجربه‌ای متفاوت از فرهنگ این شهر هستید، شاید یکی از بهترین راه‌ها، نشستن پای سفره و چشیدن طعم غذاهای محلی باشد. هر شهر و منطقه‌ای بخشی از هویت خود را در غذاهایش حفظ کرده و سمنان نیز در میان خوراک‌های سنتی خود، غذاهایی دارد که داستان زندگی، اقلیم و عادت‌های غذایی مردم این سرزمین را روایت می‌کنند.</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 19:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/178</guid>
</item>
<item>
<title>دليل الإقامة للضيوف العرب</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/177</link>
<description>## فندق سمناني‌ها التقليدي – سمنان **أهلاً وسهلاً بكم في فندق سمناني‌ها التقليدي 🌹** يسعدنا استقبالكم في بيت سمناني تاريخي، ونتمنى لكم إقامة هادئة ومريحة في مدينة سمنان. لراحتكم وراحة جميع ضيوفنا، نرجو قراءة التعليمات التالية والالتزام بها طوال فترة الإقامة. --- ## 🏠 أولاً: احترام المنزل التاريخي فندق سمناني‌ها هو منزل تاريخي ذو قيمة معمارية وثقافية، لذلك نرجو التعامل معه بعناية واحترام. * يرجى عدم لمس أو تحريك العناصر المعمارية والتاريخية في المنزل.</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2026 18:12:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/177</guid>
</item>
<item>
<title>دختری که خودش یک مشت قند بود</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/176</link>
<description>اوایل که **هتل سنتی سمنانی‌ها** را راه انداخته بودیم، جلوی در خانه یک جمله نوشته بودم: **«لبخند بزنید؛ اینجا خانه سمنانی‌هاست.»** جمله ساده‌ای بود، اما برای من معنای بزرگی داشت. در این سال‌ها آدم‌های زیادی از همین در وارد شدند؛ خسته، خوشحال، عاشق، کنجکاو، مسافر، کودک و بزرگسال. خیلی‌ها خندیدند، عکس گرفتند، خاطره ساختند و رفتند. اما بین تمام آن لبخندها، یک لبخند هست که هنوز در ذهنم مانده است. لبخند یک دختر بچه.</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2026 00:16:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/176</guid>
</item>
<item>
<title>سه روز بوی فلفل در خانه ماند!</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/175</link>
<description>یکی از آن شب‌هایی بود که **هتل سنتی سمنانی‌ها** مثل همیشه آرام و ساکت بود. مهمان‌ها در اتاق‌هایشان استراحت می‌کردند و حیاط قدیمی خانه در سکوت شبانه فرو رفته بود. آن شب، گروهی از مسافران پاکستانی به هتل آمده بودند. مسافرانی صمیمی و خوش‌برخورد که برای سفری خاص به سمنان آمده بودند؛ مقصدشان زیارت و دیدار با **شیخ علاءالدوله سمنانی** بود. اما اتفاقی که بعد از آن افتاد، چیزی بود که فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت از یادم برود! مهمان‌ها تصمیم گرفتند شام را خودشان در آشپزخانه</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2026 00:09:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/175</guid>
</item>
<item>
<title>آبه؛ قصه‌ی یک دلِ کوچک و یک حوض قدیمی</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/174</link>
<description>گاهی بعضی مهمان‌ها فقط برای یک شب به هتل سنتی سمنانی‌ها می‌آیند، اما چیزی از خودشان به جا می‌گذارند که تا مدت‌ها در خاطر آدم می‌ماند. یک روز خانواده‌ای مهمان هتل سنتی سمنانی‌ها بودند. همراهشان کودکی کوچک بود؛ کودکی که انگار با دیدن حوض کوچک خانه، تمام دنیا را در آن پیدا کرده بود. همین که چشمش به آب افتاد، با ذوق کودکانه‌ای گفت: **«آبه!»** و بعد دیگر هیچ چیز جز آب برایش مهم نبود. حوض خانه خیلی بزرگ نبود؛ اما برای او انگار یک استخر بزرگ و هیجان‌انگیز بود.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 23:34:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/174</guid>
</item>
<item>
<title>لبخند خدا؛ قصه‌ای از یک مهمان فرشته در هتل سنتی سمنانی‌ها</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/173</link>
<description>بعضی مهمان‌ها فقط یک شب یا چند شب در یک هتل اقامت می‌کنند و بعد راهی مقصدشان می‌شوند. اما بعضی‌ها، بدون اینکه خودشان بدانند، بخشی از خاطرات آن خانه می‌شوند. این قصه درباره یکی از همان مهمان‌هاست؛ مهمانی که هنوز هم وقتی به یادش می‌افتم، لبخندش جلوی چشمم می‌آید. آن شب، هوا تاریک شده بود و از ساعت معمول ورود مهمان‌ها هم گذشته بود. دیر وقت بود که خانواده‌ای برای اقامت به **هتل سنتی سمنانی‌ها** رسیدند.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 23:15:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/173</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی قرار بود ساعت ۷ تهران باشند، اما ساعت ۱۲ هنوز خواب بودند!</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/172</link>
<description>آن روزها که تازه کار هتل سنتی سمنانی‌ها را شروع کرده بودم، هنوز تجربه امروز را نداشتم و خیلی از اتفاقات برایم تازگی داشت. یک شب، مهمانی برای اقامت در **اتاق کرسی** وارد هتل شد. اتاق را تحویل گرفتند و همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید. صبح روز بعد، ساعت از ۱۲ گذشته بود؛ اما هیچ خبری از مهمانمان نبود. کم‌کم نگران شدم. با خودم گفتم نکند اتفاقی افتاده باشد؟ نکند مشکلی برایشان پیش آمده باشد و ما متوجه نشده باشیم؟ آرام و با نگرانی به سمت اتاق کرسی رفتم.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 23:05:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/172</guid>
</item>
<item>
<title>آن روز که بادگیر، صاحب خانه‌اش را پیدا کرد</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/171</link>
<description>وقتی یک بادگیر مسیر زندگی‌ام را تغییر داد سال ۱۳۹۷ بود. آن روزها مشغول نوشتن و تدوین کتاب **«اطلس خانه‌های تاریخی سمنان»** بودم و برای پیدا کردن و بررسی خانه‌های تاریخی شهر، به نقاط مختلف بافت تاریخی سمنان سر می‌زدم. یک روز دوستم **محمد شاه‌حسینی** که آن زمان در اداره منابع طبیعی کار می‌کرد، به من گفت: «یکی از همکارام توی بافت تاریخی سمنان یه خونه تاریخی داره. میراث فرهنگی اجازه تخریبش رو نداده.» حرفش برایم جالب بود.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 21:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/171</guid>
</item>
<item>
<title>دختری که سمنان را با یک عروسک به یاد سپرد</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/170</link>
<description># هزار قصه | قصه اول ## دختری که سمنان را با یک عروسک به یاد سپرد سومین روز عید بود و هتل سنتی سمنانی‌ها مثل همیشه حال‌وهوای خاص نوروز را داشت. حدود ساعت هشت شب بود. خانواده‌ای از مشهد برای اقامت به هتل آمده بودند. با پدر خانواده مشغول صحبت بودم؛ اتفاقاً ایشان هم معمار بودند و صحبت‌مان خیلی زود به معماری، بناهای تاریخی و حال‌وهوای خانه‌های قدیمی کشیده شد. دختر کوچولوی خانواده هم آن اطراف مشغول بازی بود.</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 20:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/170</guid>
</item>
<item>
<title>اقامت در بافت تاریخی سمنان | راهنمای انتخاب هتل سنتی</title>
<link>http://semnanihouse.ir/post/169</link>
<description>اقامت در بافت تاریخی سمنان؛ تجربه‌ای متفاوت از سفر سمنان شهری با پیشینه‌ای ارزشمند و بافتی تاریخی است. اقامت در قلب این بافت فرصتی است برای تجربه بازار تاریخی، خانه‌های قدیمی، بناهای ارزشمند و معماری اصیل ایرانی. در این راهنما با مهم‌ترین جاذبه‌های تاریخی سمنان و نکات انتخاب هتل سنتی در بافت تاریخی شهر آشنا شوید.</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 23:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>semnanihouse</dc:creator>
<guid>semnanihouse.ir/post/169</guid>
</item>
</channel>
</rss>
